الغزالي

31

كيمياى سعادت ( فارسى )

و بىتعليم آدميان ، از حضرت حق به دلهاى ايشان رسد . و درستى اين راه ، هم به تجربت معلوم شده است خلق بسيار را و هم به برهان عقلى . و اگر تورا اين به ذوق حاصل نشده است و به تعليم نيز حاصل نشده است به برهان عقلى ، بارى كمتر از آن نبود كه بدين ايمان آورى [ 1 ] و تصديق كنى تا از هر سه درجه محروم نباشى و كافر نگردى . و اين از عجايب عالمهاى دل است . و بدين ، شرف دل آدمى معلوم شود . فصل دوازدهم - زاده شدن آدمى بر فطرت گمان مبر كه اين پيغامبران را مخصوص است ، كه [ 2 ] گوهر همهء آدميان در اصل فطرت شايستهء اين است ، چنان كه هيچ آهن نيست كه به اصل فطرت شايستهء آن نيست كه از وى آيينه‌اى آيد كه صورت عالم را حكايت كند ، مگر آنكه زنگار در گوهر وى غواصى كرده باشد و وى را تباه كرده . همچنين هر دلى كه حرص دنيا و شهوت معاصى بر وى غالب شده باشد و در وى متمكّن گردد ، و به درجهء رين و طبع رسد [ 3 ] ، اين شايستگى در وى باطل شود : و كلّ مولود يولد على - الفطرة فابواه يهوّدانه و ينصّرانه و يمجّسانه [ 4 ] . و از عموم [ 5 ] اين شايستگى خبر داد حق - تعالى - بدين عبارت كه گفت : أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ، قالُوا بَلى [ 6 ] . چنان كه اگر كسى گويد كه هر عاقل كه با وى گويى « نه دو از يكى بيشتر است ؟ » گويد كه « بلى اين سخن راست بود » - اگر چه همه عاقلى اين به گوش نشنيده باشد و به زبان نگفته باشد ، ليكن همهء درون وى بدين تصديق آكنده باشد - همچنان‌كه اين ، فطرت همهء آدميان است ، معرفت ربوبيّت نيز فطرت همه است . چنان كه گفت بارى - تعالى :

--> [ 1 ] يعنى كمترين حد آن است كه به اين ايمان آورى . . . [ 2 ] كه ، بلكه . [ 3 ] رين و طبع ، يعنى گرفتار امورى شود كه باعث تاريكى دل شود و آينهء دل را كدر كند . [ 4 ] هر آدميزاده‌اى بر فطرت - يعنى اسلام - زاده مىشود ، آنگاه پدر و مادرش وى را يهودى و نصرانى و مجوسى مىسازند . [ 5 ] عام بودن . [ 6 ] ( قرآن ، 7 - 172 ) ، نيستم خداوند شما ؟ گفتند : آرى گواهى دهيم .